حمله به زن محجبه در فرانسه به سقط جنين منجر شد

 زن جوان مسلماني كه پنج شنبه هفته گذشته در حومه پاريس از سوي نژادپرستان و اسلام هراسان مورد حمله قرار گرفته بود فرزند خود را سقط كرد.
خبرگزاري فرانسه؛ زن جوان مسلماني كه پنج شنبه هفته گذشته در شهرك آرژنتوي در حومه پاريس از سوي نژادپرستان و اسلام هراسان مورد حمله قرار گرفته بود فرزند خود را سقط كرد.

وكيل اين خانم به خبرگزاري فرانسه گفت:«خانواده موكلم، خانم مو هسني معاتي، به شدت از اين واقعه در شوك به سر مي برند و نمي خواهند اين مسئله رسانه اي شود.»

اين زن جوان مسلمان كه در ماه چهارم بارداري به سر مي برده است بر اثر اين حمله ديروز (دوشنبه) فرزند خود را سقط كرده است. وي عليه 2 مرد مهاجم كه صبح پنج شنبه گذشه اين زن را در خيابان مورد حمله قرار داده اند شكايت كرده است.

مهاجمان وابسته به گروه هاي نژادپرست و ناسيوناليست افراطي اين كشور هستند.

اخيرا انجمن مبارزه با اسلام هراسي در فرانسه در گزارشي اعلام كرده بود هر روز يك نفر در فرانسه قرباني پديده اسلام هراسي مي شود.

آیا حماس با حزب الله و ایران خداحافظی می کند؟

درگیری‌های اخیر القصیر که در آن ارتش سوریه با کمک اساسی مبارزان حزب الله به پیروزی رسید، باعث شد تا جنبش حماس از لاک سکوتش خارج شود و به دیپلماسی تهاجمی‌اش این بار علیه هم‌پیمانان سابقش تمسک بجوید، این مساله به روشنی در بیانیه‌ای که این جبنش روز دوشنبه 17 ژوئن منتشر کرد، دیده می‌شود.
جنبش مقاومت اسلامی حماس این روزها در تنگنایی سخت به سر می برد، تنگنایی که باعث شده تا انتخاب های بسیار سختی پیش رو داشته باشد در حالی که هر کدام از این انتخاب ها می تواند سختی های بسیاری را در سایه محاصره تنگ حلقه اسرائیلی در غزه و بحران مالی شدید آن برایش به وجود آورد.

جنگ سوریه بیش از دو سال و دو ماه است که طول کشیده و بیش از پیش پیچیده شده و همین دلیل اصلی تنگنایی است که حماس در آن گرفتار شده است، برای این که این بحران این جنبش را در وضعیتی کاملا مغایر با گذشته قرار داده است. حماس در گذشته جایگاه ویژ ه ای در محور مقاومت داشت، از حمایت های مالی و نظامی و سیاسی اعضای این محور برخوردار بود و این مساله سبب شده بود تا جایگاه ویژه ای داشته باشد، اما با آغاز تحولات سوریه و مطرح شدن این موضوع که باید به حقوق بشر احترام گذاشته شود، رهبران جنبش حماس مجبور شدند یکی از دو جبهه را برگزینند، ایستادن در کنار نظام بشار اسد و حفظ بقای خود زیر سایه آن یا وارد شدن به خندق مخالفان و کوبیدن بر طبل رفتن بشار اسد از قدرت.

رهبران جنبش حماس به ریاست خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی آن ترجیح دادند که از دمشق بروند و به جبهه سنی های بینادگرا بپیوندند، همان جبهه ای که شیخ یوسف القرضای، رئیس جمعیت علمای مسلمین و جنبش اخوان المسلمین رهبر معنوی آن محسوب می شود.

روشن بود که رهبران حماس احتمال می دادند که حکومت سوریه ظرف چند هفته سقوط کند، یا این که نهایتا چند ماه بعد از تحولات تونس و مصر و لیبی به همان ترتیب این حکومت نیز تغییر کند، اما پایداری اش برای بیش از دو سال شگفت آور است، همان طور که بسیاری از نهادهای عربی و غربی را نیز شگفت زده کرده است.

رویگردانی حماس به جبهه سنی که رهبری آن را عربستان سعودی، قطر و ترکیه بر عهده دارند باعث شده تا روابط حماس با محور سوری ایرانی که منبع اصلی تامین مالی و نظامی آن طی حداقل دو دهه گذشته بودند، قطع شود و روابطش با هم پیمان استراتژیکش حزب الله در لبنان نیز به هاله ای از ابهام فرو رود، حتی در داخل غزه نیز اختلافات بر سر این موضوع بالا گرفته و از بسیاری از منابع آموزشی و تسلیحاتی حماس قطع شده است.  

درگیری های اخیر القصیر که در آن ارتش سوریه با کمک اساسی مبارزان حزب الله به پیروزی رسید، باعث شد تا جنبش حماس از لاک سکوتش خارج شود و به دیپلماسی تهاجمی اش این بار علیه هم پیمانان سابقش تمسک بجوید، این مساله به روشنی در بیانیه ای که این جبنش روز دوشنبه 17 ژوئن منتشر کرد، دیده می شود. در این بیانیه حماس به شدت به حزب الله بر سر حضورش در سوریه تاخت و از این که در شهر القصیر در کنار ارتش سوریه جنگید، انتقاد کرد و خواستار خروج فوری نیروهای حزب الله از سرزمین سوریه شد.

جنبش حماس اگر توانست قدرتی بگیرد و جایگاه مردمی اش تقویت شود تنها به این دلیل بود که در جبهه مقاومت و ممانعت ایستاده بود، در حالی که حکومت خودگردان فلسطینی خود را در جبهه سنتی امریکا قرار داده است.

شاید بارزترین نکته در این بیانیه این بود که حماس پیش بینی کرده است که حضور حزب الله در القصیر باعث می شود تا قطب بندی های طایفه ای در منطقه افزایش یابد. در حالی که این مساله نزد هم پیمانان حماس این گونه به آن پاسخ داده می شود که گویا این جنبش فراموش کرده در حالی که خود یک جریان سنی است در خاک خود به آن پناه داده بودند بدون این که منطق یا رویکرد طایفه ای نسبت به آن داشته باشند.

توجه به این نکته الزامی است که بیانیه جنبش حماس با اظهارات شدید اللحن شیخ یوسف قرضاوی، رئیس هیئت علمای مسلمین که اخیرا نشستی را نیز در قاهره ترتیب داده بود و شماری از علمای سنی مختلف جهان عرب و جهان اسلامی را گرد هم آورده بود و آنها نیز در بیانیه نهایی خود ضمن اعلام جهاد در سوریه خواستار سقوط نظام حاکم شده بودند، هم زمان شده است. همان طور که جنبش اخوان المسلمین در مصر نیز از این اعلام جهاد حمایت کرد و محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر اعلام کرد که همه روابط دیپلماتیک قاهره را با حکومت سوریه قطع می کند و سفارت سوریه در قاهره را تعطیل خواهد کرد و نماینده حافظ منافع مصر در دمشق را نیز فرا خواهد خواند.  

روشن است که جنبش حماس کار را یکسره کرده و تصمیم گرفته که روابط خود را با همه هم پیمانان قدیمی اش قطع کند و به جبهه موسوم به "اعتدال" که در حقیقت جبهه ای نزدیک به امریکا است، بپیوندد. از این رو دیگر هر گونه رد هم پیمانی با امریکا از سوی این جنبش نیز مشکوک و شبهه دار محسوب می شود حتی اگر این نفی واقعی باشد. به ویژه که دشمنان بسیاری هستند که منتظرند حماس این خطا را مرتکب شود.

جنبش حماس اگر توانست قدرتی بگیرد و جایگاه مردمی اش تقویت شود تنها به این دلیل بود که در جبهه مقاومت و ممانعت ایستاده بود، در حالی که حکومت خودگردان فلسطینی خود را در جبهه سنتی امریکا قرار داده است. به نظر می رسد که این ویژگی در حال از بین رفتن است و طرف معادله فلسطینی دیگر در آغوش همان اعتدال عربی که مورد حمایت امریکا قرار دارد، خلاصه می شود.

سخنان‌خاتمی درباره بیانات‌انتخاباتی رهبر انقلاب و یک‌ سوال کلیدی

خاتمي در حالي که ۵ روز درباره انتخابات رياست جمهوري سکوت کرده بود، ديروز در ديدار عده‌اي از اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران گفت: آقاي روحاني شخصيت شناخته شده،‌ توانا، خوب، امتحان داده، مورد احترام و داراي مواضع روشن است که ما هم همين را مي‌خواهيم. اگر يکي از کساني که اصلاح امور را مي‌خواست اما اصولگرا بود و مي‌دانستيم اهداف ما را پيگيري مي‌کند؛ از او هم حمايت مي‌کرديم. زيرا ما گفتمان‌مان را مي‌خواهيم، ما مي‌خواهيم مملکتمان نجات يابد، ما مي‌خواهيم کشورمان در دنيا جايگاه خود را پيدا کند و جايگاه مردم ما در جهان ارتقاء يابد.
او با جا زدن دعاوي افراطي و ساختارشکنانه مدعيان اصلاح‌طلبي در دل گفتمان اعتدال گفت: در دل اين گفتمان (اصلاح‌طلبي)، اعتدال و بهره‌گيري از همه نيروها در کشور نهفته است. گفتمان اصلاحات گفتماني است که مي‌کوشيد سياست را اخلاقي کند و نه اينکه دين و اخلاق را سياسي کند و سياست را نظرگاه تنگ گروه‌هاي خاصي بداند. اين گفتمان از نظر اصلاحات درست نيست و براساس نظر اصلاحات سياست بايد در خدمت اخلاق و دين باشد.در اين انتخابات معلوم شد که مردم چه مي‌خواهند و راه نجات مملکت کدام راه است. اين کار با آرام‌ترين راه انجام شد؛ ما آرام‌ترين انتخابات را داشتيم؛ در عين نگراني‌ها و دلهره‌ها مردم نشان دادند که رشيد هستند و راه خودشان را مي‌خواهند و نشان دادند نظام را مي‌خواهند، نه تغيير نظام را، ولي از اوضاع راضي نيستند.
اکنون با عنايت به همين اظهارات جا دارد بپرسيم که آيا ايجاد بلوا و آشوب به خاطر ناکامي در انتخابات سال ۸۸ آن هم با فاصله ۱۱ ميليون رأي، «براي ارتقاي جايگاه ايران در جهان بود يا جفا در حق حماسه ملي ۴۰ ميليون نفري؟ آقاي خاتمي شما نبوديد که به طور متعدد در جلسات محفلي تصريح کرديد قطعاً در انتخابات (۸۸) تقلب نشده اما علناً پاي آشوب‌طلبي محافل ضدانقلاب ايستاديد و حتي در همين انتخابات اخير- يک ماه پيش- از سر نفاق مدعي شديد «حق نداريم بيش از آنچه مي‌خواهند رأي بياوريم»؟! آيا آن قانون‌شکني و آشوب‌طلبي که دشمنان يک ملت بزرگ را گستاخ و اميدوار کرد، کمترين بويي از دينداري، اخلاق و اعتدال با خود داشت که امروز از اين کلمات والا هزينه مي‌کنيد؟ آيا نام نيرنگ، خودکامگي و همراهي با هتاکان به جمهوري اسلامي،‌ ولايت فقيه و ساحت امام حسين عليه‌السلام را مي‌توان اصلاح‌طلبي و اعتدال و اخلاق‌گرايي گذاشت؟
ادامه نوشته

حرز نهم؛ تحفه 2013 ایران برای رزمندگان مقاومت+عکس

جدیدترین سامانه پدافندی ایران

حرز نهم علاوه بر حسگرهای اپتیکی و حرارتی از سامانه مسافت یاب(و شاید ردگیر) لیزری نیز بهره مند است که ضمن افزایش دقت محاسبه پارامترهای شلیک و نیز اصلاح موقعیت هدف با تأمین ورودی های دقیق، در صورت امکان ردگیری و هدایت لیزری از مقاوم ترین سامانه ها در شرایط سنگین جنگ الکترونیک خواهد بود.
تصاویر منتشر شده گویای یک سامانه موشکی کوتاه برد متحرک دفاع هوایی بر مبنای سامانه مشابه اما نیمه متحرک «یازهراء-3» بود که در بهمن ماه سال گذشته معرفی شده بود. در واقع به نظر می رسد به جز تفاوت هایی در چیدمان حسگرهای الکترواپتیکی پیرامون آنتن رادار، مهمترین تفاوت دو سامانه یازهراء-3 و حرز نهم، قابلیت تحرک نمونه جدید باشد که در ادامه به ارزش این توانمندی اشاره می کنیم.
 
 
 
سامانه پدافند هوایی نیمه متحرک یازهراء-3

نمونه پایه موشک دارای مشخصاتی از قبیل طول 2.93 متر، جرم 84 (یا 85.1) کیلوگرم، سرعت 740 (یا750) متر بر ثانیه، برد 500 تا 8600 متر در برابر اهدافی با سرعت 400 متر بر ثانیه(1.17 ماخ در ارتفاع پائین و دمای 25 درجه سانتیگراد)، 10 کیلومتر در برابر اهدافی با سرعت 300 متر بر ثانیه(0.88 ماخ در شرایط فوق) و 11 کیلومتر در برابر بالگردها است. این موشک با اهدافی تا سقف پرواز 5500 متر و بیشینه سرعت 440 متر بر ثانیه(1.3ماخ) درگیر می شود.
 
 
موشک شهاب ثاقب

اما مصاحبه مسئولان دفاعی گویای یک تفاوت مهم بین دو سامانه فوق است. گفته می شود سامانه حرز نهم به صورت غیرفعال یا «پسیو» (Passive) عمل می کند. سامانه های غیرفعال در انواع راداری، حرارتی، بصری(اپتیکی) و لیزری مطرح می شوند.

نحوه عملکرد نوع غیرفعال راداری بدین صورت است که به جای ارسال امواج به سمت هدف که منجر به کشف محل خود سامانه می شود از امواج ارسال شده توسط فرستنده هایی در محل های دیگر استفاده  می شود و سامانه تنها با اتکا به گیرنده راداری امواج بازگشتی از اهداف موجود در پهنه آسمان را دریافت کرده و بر مبنای آنها کار کشف و ردیابی هدف را به انجام می رساند.

در سامانه های پسیو حرارتی و اپتیکی نیز طیف حرارتی تولیدی توسط هدف یا نور بازتاب یافته از آن توسط حسگرهای مربوطه دریافت و برای ردگیری هدف مورد استفاده قرار می گیرد. این سامانه های الکترواپتیکی در در حرز نهم در کنار اطلاعات اولیه راداری کار فراهم کردن داده های لازم برای ردگیری هدف را به انجام می رسانند.

در هر صورت مزیت بسیار مهم سامانه ای که به صورت غیرفعال عمل می کند تا قبل از شلیک موشک، عدم امکان مکانیابی آن توسط دشمن است. پس از شلیک موشک نیز امکان کشف محل سامانه از روی اثرات شلیک برای حسگرهای الکترواپتیکی دشمن مقدور می شود که البته عوامل مختلفی در میزان احتمال این پدیده دخیل هستند که از حوصله این بحث خارج است.

مزیت دیگر سامانه های غیرفعال، عدم امکان ایجاد اختلالات الکترونیکی توسط سامانه های جنگ الکترونیک دشمن در آنها است. بنابراین خود به خود احتمال اصابت موشک به هدف در اولین شلیک و توسط یک موشک به میزان بسیاری افزایش می یابد.

گفتنی است احتمال اصابت در نسل اول سامانه یازهراء برای شلیک یک موشک به سمت هدف 86 تا 90 درصد و با شلیک دو موشک بیش از 96 درصد عنوان شده است. این در حالی است که در صورت عدم اصابت، فیوز مجاورتی موشک عمل کرده و سر جنگی 14 کیلوگرمی آن را منفجر می سازد که شعاع تخریبی آن برای ایجاد آسیب جدی به یک هواپیمای جنگنده(در صورت عدم اصابت مستقیم) کاملاً کافی است چه رسد به انهدام بالگردها، پهپادها و موشک های کروز.

سامانه حرز نهم همانند سایر سامانه های دفاع هوایی ایران در شبکه یکپارچه پدافند هوایی کشور خدمت خواهد کرد و هم برای شناسایی زودهنگام تهدیدات و هم اولویت بندی آنها از داده های فراهم شده توسط طیف وسیعی از رادارهای دوربرد و میانبرد در فرکانس های مختلف شامل رادارهای فعال و غیرفعال مانند مطلع الفجر1و2، کاشف1و2، رادار ملی، رادار علیم، غدیر، ثامن، شهاب، سپهر و ... بهره خواهد برد.

نکته قابل توجه دیگر در مورد سامانه های حرز نهم و یازهراء-3 تنوع حسگرها برای توانمند باقی ماندن سامانه در تمام شرایط جوی و جنگ الکترونیک است. علاوه بر دوربین های دید روزانه، این سامانه دارای سامانه های حرارتی احتمالاً از نوع تصویرساز است که امکان ردگیری هدف در شب و شرایط جوی نامساعد را نیز فراهم می سازند.
 
 
آنتن گیرنده رادار و سامانه های الکترواپتیکی تکمیل کننده آن

به گزارش مشرق، ذکر این نکته خالی از لطف نیست که در سالگرد به غنیمت گرفته شدن پهپاد آر-کیو-170 تصاویری از ردگیری اپتیکی این هواپیما در سال 88 به نمایش در آمد که نشان دهنده توان بالای سامانه های الکترواپتیکی ایرانی در ردگیری هواپیمایی است که حتی اختلاف دمایی با محیط ایجاد نمی کند!

این سامانه علاوه بر حسگرهای اپتیکی و حرارتی از سامانه مسافت یاب(و شاید ردگیر) لیزری نیز بهره مند است که ضمن افزایش دقت محاسبه پارامترهای شلیک و نیز اصلاح موقعیت هدف با تأمین ورودی های دقیق، در صورت امکان ردگیری و هدایت لیزری از مقاوم ترین سامانه ها در شرایط سنگین جنگ الکترونیک خواهد بود.

این گمانه زنی را بر این مبنا مطرح می نماییم که اولاً سامانه های سطح به هوای موشکی بر مبنای عملکرد و هدایت لیزری در دنیا ساخته و به طور موفق در درگیری های نظامی استفاده شده اند مانند سامانه RBS-70 سوئدی و دوم اینکه سابقه ساخت موشک هایی با این نوع هدایت در انواع ضد زره و یک نوع سطح به هوای کوتاه برد یعنی قائم که بر مبنای انواع ضد زره توسعه یافته در کشورمان موجود است.

در این صورت سامانه های یازهراء-3 و حرز نهم از دقیق ترین و کشنده ترین سامانه های دفاع هوایی برد کوتاه خواهند بود که در حلقه آخر پدافند یک منطقه قرار گرفته و با اتکا به این توانمندی حرف های بسیاری در نبردهای مدرن برای گفتن خواهند داشت.

اما همانطور که در اوائل این گزارش اشاره کردیم مهمترین تفاوت ظاهری حرز نهم با سامانه یازهراء-3 در قابلیت تحرک آن است. در این سامانه جدید همانند نوع قبلی موشک ها در دو طرف سکوی دو درجه آزادی حامل آنتن رادار ردگیری هدف و حسگرهای الکترواپتیکی قرار گرفته اند اما این ادوات بر روی اتاقک کنترل و فرماندهی واحد شلیک بوده و تمام این مجموعه بر روی یک کامیون کوچک 6 چرخ قرار گرفته است.

البته به نظر می رسد در حرز نهم نسبت به سامانه یازهراء-3 تعداد موشک ها از چهار به دو فروند کاهش یافته است که موجب کاهش پایایی رزمی سامانه در محیط های رزمی می شود که از قضا آسمان آن امروزه تنها به هواپیماها و بالگردها اختصاص ندارد بلکه انبوه پهپادهای شناسایی و رزمی به همراه موشک ها و بمب های دورایستا نیز فهرست انواع اهداف هوایی را تکمیل تر کرده اند.

از این رو مشاهده می کنیم در سامانه های برتر دنیا که هم رده با حرز نهم یعنی کوتاه برد و تمام متحرک هستند مانند تور-ام-2 و پنتسر-اس-1 از تعداد 8 و 12 موشک بهره گیری شده است. البته این احتمال نیز وجود دارد که طراحان در این نمونه به دنبال سامانه ای کم حجم و سبک برای افزایش هرچه بیشتر قابلیت های تحرک و حمل و نقل بوده اند زیرا حذف دو موشک و پرتابگرها و نگهدارنده های آن در حدود 200 کیلوگرم یا بیشتر جرم سامانه را کاهش می دهد.
 
 
موشک و حسگرهای سامانه حرز نهم مستقر بر اتاقک کنترل

بنابراین با استقرار سامانه بر روی خودرو تحرک کامل این سامانه تضمین می شود.

تحرک، مزیت های بسیار مهمی برای یک سامانه دفاع هوایی ایجاد می کند از جمله سرعت بالا در استقرار و خروج از یک منطقه، حمل و نقل هوایی سریعتر توسط هواپیماهای ترابری، امکان جابجایی در حوالی منطقه تحت پوشش در زمان های مختلف که باعث کاهش احتمال کشف موقعیت آن توسط واحدهای شناسایی هوایی یا تیم های ضربت دشمن می شود و امکان همراهی واحدهای نیروهای زمینی توسط این سامانه در پیشروی ها و عقب نشینی ها و حضور مؤثر در صحنه عملیات.

قابلیت ردگیری اهداف به صورت غیرفعال توأم با تحرک کامل، کاربرد این سامانه را برای نیروهای مقاومت نیز جذاب می سازد که اساس راهبرد دفاعی آنها بر تحرک، پراکندگی و اختفاء تا قبل از آغاز عملیات استوار است.

در پایان باید گفت روند گرایش به سامانه های تمام متحرک در سامانه های تسلیحاتی مختلف که در سال های اخبر بسیار شدت گرفته است برای برآورده کردن نیازهای نیروهای مسلح در نبردهای مدرن امری ضروری است.

سامانه پدافند هوایی متحرک میانبرد رعد، استقرار موشک های چندگانه دوش پرتاب سطح به هوا، سطح به سطح، تیربارهای سنگین و خمپاره انداز روی خودروهای راهکنشی(تاکتیکی) و موتورسیکلت های چهار چرخه، توپ های پدافند هوایی هدایت خودکار مسقر روی خودروها و نفربرها، توپ سنگین 155 میلیمتری و سامانه های راداری و الکترواپتیکی نصب شده روی خودرو مواردی از این دست هستند که در سال های اخیر بیشتر مشاهده می شوند و گویای اهمیت تحرک و رویکرد صنعت دفاعی کشورمان به این سمت و سو است تا هم با حضور در تمامی مناطق صحنه نبرد به اجرای بهتر عملیات پرداخته و هم خود را از آتش دشمن مصون نگه دارد.
 

رهبر انقلاب صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی را تبریک گفتند

با صدور پیامی؛
رهبر انقلاب صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی را تبریک گفتند
در پی صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی برزیل، رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی کسب این موفقیت را تبریک گفتند.

به گزارش گروه ورزشی «خبرگزاری دانشجو»؛ در پی صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی برزیل، رهبر معظم انقلاب اسلامی با صدور پیامی کسب این موفقیت را تبریک گفتند.


متن پیام رهبر معظم انقلاب به این شرح است:


بسمه تعالی

پیروزی تیم ملی فوتبال، مردم  و بویژه ورزش دوستان کشور را شادمان کرد. از عزیزانی که این شادمانی را پدید آوردند متشکرم، خسته نباشید.


سید علی خامنه ای
28 خرداد ماه

عکس خبری// دیدار محمود احمدی نژاد با حسن روحانی رییس جمهور منتخب

جشن مردم ایران پس از صعود تیم ملی فوتبال به جام جهانی (گزارش تصویری)



انتقاد شریعتمداری به «احضار» رئیس جمهور


شریعتمداری تصریح کرد: احضار احمدی‌نژاد در شرایط حساس کنونی که انتخابات پرشور و حماسی اخیر، دشمنان بیرونی نظام را با حیرت روبرو کرده است حرکتی فراتر از یک «اقدام نسنجیده» است.

حسین شریعتمداری امروز سه شنبه 28/03/92  طی یادداشتی در روزنامه کیهان نوشت:

دیروز پایگاه اطلاع‌رسانی دولت از احضاریه‌ای که دادگاه برای دکتر احمدی‌نژاد فرستاده است خبر داد. به گزارش این پایگاه «شعبه 76 دادگاه کیفری استان تهران، محمود احمدی‌نژاد، رئیس‌جمهور را با شکایت علی لاریجانی، رئیس‌مجلس شورای اسلامی به دادگاه احضار کرده است». تاریخ رسیدگی به این شکایت 5 آذرماه 1392 یعنی نزدیک به 4 ماه بعد از پایان مسئولیت 8ساله رئیس‌جمهور محترم تعیین شده است!

خبر شکایت از رئیس‌جمهور و احضار ایشان به دادگاه بلافاصله پس از اعلام در صدر اخبار رسانه‌های خارجی قرار گرفت و در داخل کشور این پرسش را پدید آورد که چه کسانی و با چه انگیزه‌ای دست به اینگونه اقدامات می‌زنند؟! آیا مسئولان محترم قوه ‌قضائیه از صدور و ابلاغ این احضاریه برای رئیس‌جمهور محترم باخبر بوده‌اند؟ اگر پاسخ مثبت است، کدام انگیزه و چه ضرورت فوری و فوتی در میان بوده است که تأخیر در صدور و ابلاغ این احضاریه را جایز ندانسته! و برای ابلاغ آن در شرایط حساس کنونی کشور عجله داشته‌اند؟! آنهم احضاریه‌ای که با تاریخ تشکیل دادگاه بیش از 6ماه فاصله دارد؟!

این اقدام دستگاه قضایی، در شرایط حساس کنونی که انتخابات پرشور و حماسی اخیر، دشمنان بیرونی نظام را با حیرت آمیخته به عصبانیت روبرو کرده است حرکتی فراتر از یک «اقدام نسنجیده» است و اگر کار برخی از نفوذی‌های بدخواه مردم و مسئولان محترم قضایی نباشد به یقین پای بی‌تدبیری در میان است که شایسته دستگاه قضا نیست و در هر حال حرکتی جفاکارانه در حق رئیس‌جمهوری است که اگرچه طی چندماه اخیر نمونه‌هایی از اقدامات و مواضع غیرقابل دفاع داشته است ولی خدمات بی‌وقفه و فراوان ایشان در بسیاری از زمینه‌ها با هیچ دولت دیگری حتی قابل مقایسه هم نیست. آیا شرط انصاف و رسالت تقدیر از آن همه زحمات و خدمات دکتر احمدی‌نژاد، ارسال احضاریه برای ایشان است؟!

و اما، چنانچه مسئولان محترم دستگاه قضایی کشور از این اقدام بی‌خبر بوده‌اند و کسانی دور از چشم-ان‌شاءالله تیزبین!- آنها برای دومین شخصیت بلندپایه نظام برگه احضاریه به دادگاه فرستاده‌اند، این افراد چه کسانی هستند؟! و از این اقدام چه انگیزه‌ای داشته‌اند؟!

ممکن است گفته شود که دستگاه قضایی مصلحت‌اندیش نیست و نمی‌تواند در انجام وظیفه و رسالت قضایی خود کوتاهی کند! که در این صورت باید پرسید، اولا؛ چرا احضاریه برای دادگاهی که 6ماه دیگر نوبت آن است، امروز فرستاده می‌شود؟ آیا مسئولان محترم قضایی احتمال می‌داده‌اند بعد از پایان دوره مسئولیت آقای احمدی‌نژاد، دسترسی به ایشان نداشته باشند؟! که اگر اینگونه هم باشد، هنوز 2 ماه تا پایان دوران ریاست‌جمهوری دکتر احمدی‌نژاد فرصت داشته‌اند! و اساسا مگر شخصیتی مانند احمدی‌نژاد می‌تواند بعد از پایان مسئولیت، مجهول‌المکان! باشد؟! ثانیا؛ آیا دستگاه محترم قضایی در موارد مشابه دیگر نیز با همین سرعت و قاطعیت! برخورد می‌کند؟! یعنی احساس مسئولیت آقایان محترم فقط در برخورد با رئیس‌جمهور برانگیخته می‌شود؟!

مهندسي انتخابات از سوي انگليس جواب نداد/ مردم ايران همان انقلابيون 57 هستند با مدل 92

سردرگمي BBC و VOA از حركت انقلابي مردم

شب به صبح رسيد و طرفداران روحاني در شهر به شادي پرداختند و از پيروزيشان لذت بردند. نيروي انتظامي در كنار مردم تا صبح بيدار بود و از سلامت مردم پاسداري كرد. اما بي بي سي همچنان مبهوت در نتيجه انتخاباتي است.
بي بي سي فارسي از جمله رسانه هايي است كه در طول چهار سال گذشته و پس از تشنجهاي خرداد ماه سال 1388 هرگز از ادعای تقلب دست برنداشت و همواره در برنامه هاي مختلف سعي كرد تا يادآور حوادث تلخ آن دوران باشد. اين پايگاه خبري دولت انگليس و جيره خوار رژيم صهيونيستي در انتخابات 1392 هم به اشكال مختلف سعي در بازخواني اتفاقات سال 88 كرد و كوشش نمود به جامعه بقبولاند كه انتخابات ايران همواره با تقلب همراه بوده و انتخابات سال 92 نيز چنين خواهد بود و از اين رو بايد آن را تحريم كرد و اميدي به دموكراسي در ايران وجود ندارد.
 

به گزارش بولتن نیوز، اين موضوع از سوي آمريكاييها هم مطرح مي شود و صداي آمريكا بارها و بارها در همراهي با بي بي سي از اپوزیسيون و كارشناسان گريخته از ايران براي اثبات ادعاي خود دعوت كرد. البته با ثبت نام آيت الله هاشمي رفسنجانی و كانديدا شدن وي براي يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري برای مدتي رسانه هاي اپوزیسيون و به خصوص بي بي سي غير دموكراتيك بودن نظام انتخابات در جمهوري اسلامي ايران را رها كردند و در تبلیغ اصلح طلبان سنگ تمام گذاشتند. اما چرا؟ چون احساس واقعي آنها اين بود كه تمامي اصلاح طلبان رد صلاحيت مي شوند و يا اگر وارد رقابت انتخابات شوند با مهندسي انتخابات شانسي براي پيروزي نخواهند داشت و فرصت براي هجومي ديگر و بر هم ريختن جو عمومي جامعه براي آنها به دست خواهد آمد.

همچنين، بي بي سي با استفاده از روشهاي نخ نمايي كه همواره براي بر هم زدن جو عمومي جوامع به كار مي برده است گه گداري هم موضوع حاكميت و رد صلاحيت هاشمي را مطرح مي كرد و سعي در القاء اين موضوع داشت تا اعلام كند رهبر معظم انقلاب به هيچ وجه حاضر نيست پست رياست جمهوري در اختيار يك فرد ميانه رو يا اصلاح طلب قرار گيرد و اصولا حاكميت ايران از اين موضوع در وحشت است و براي اين گزينه اي كه رهبري ايران براي رياست جمهوري در نظر گرفته و صد در صد برنده انتخابات خواهد بود كسي نيست جز سعيد جليلي!.

بي بي سي از يك سو با دعوت كارشناسان و هم چنين افرادي از اپوزسيون كه از ايران گريخته اند و بيشتر آنها پلهاي پشت سر خود را نيز خراب كرده اند سعي كرد تا بگويد اي مردم در انتخابات شركت نكنيد چون مانند سال 88 راي هاي شما خوانده نمي شود و از سوي ديگر با برقراري ارتباط هاي تلفني با بدنه جامعه! ( تلفنهاي مهندسي شده) و ديگر روشها مردم را به شركت در انتخابات ترقيب مي نمود. اما چرا ترقيب، براي اينكه بي بي سي طبق برنامه از پيش تعيين شده اي سايت خود را براي گرفتن فيلمها و اعتراضات بعد از تعيين برنده انتخابات 92 آماده كرده بود! و تبليغات گسترده اي را براي دريافت كليپها و عكسهاي زيرزميني و انتشار آن صورت داده بود و براي افزايش شدت تاثير اخبار دريافتي اعتراضات بعد از اعلام نتايج نياز داشت كه تعداد راي دهندگان به اصلاح طلبان به حداكثر ممكن برسند!.

سناريوي بي بي سي به شكلي در حال راهبري بود تا بتواند حداكثر بهره برداري را از آشوبهايي كه پيش بيني هاي جاسوسهاي انگليس و آمريكا و اسرائيل كرده بودند برده و بيشترين ضربه ممكن را به حاكميت نظام بزنند.

اما روز 24 خرداد ماه فرارسيد و شب 25 خرداد كاركنان بي بي سي فارسي يكپارچه بيدار بودند و برنامه پشت برنامه و تحليلي و كمانه زني پشت تحليل ارائه كردند و در بيم اميد تقلب براي مردم داستان سرايي ها كردند. از تاخير در شمارش آرا خبر دادند و از اين گفتند كه پس چرا شكست اصلاح طلبان زودتر اعلام نمي شود تا خرداد سال 88 را دوباره رقم بزنيم و براي چند ماهي ايران را به سوژه داغ آنتنهاي خود تبديل كنيم.

وزارت كشور آرا را اعلام كرد و حسن روحاني، رئيس جمهور منتخب ملت شد. رهبر معظم انقلاب تبريك گفتند. هاشمي رفسنجاني تبريك گفت. سپاه تبريك گفت. دنيا تبريك گفت. مردم به خيابانها ريختند و همه جا شلوغ شد. شب به صبح رسيد و طرفداران روحاني در شهر به شادي پرداختند و از پيروزيشان لذت بردند. نيروي انتظامي در كنار مردم تا صبح بيدار بود و از سلامت مردم پاسداري كرد. اما بي بي سي همچنان مبهوت در نتيجه انتخاباتي است. انتخاباتي كه هرگز كارشناسان و برنامه ريزان بي بي سي و صداي آمريكا و راديو فردا تصور چنين نتيجه اي را براي آن نمي كردند. يك پيروزي بزرگ براي جمهوري اسلامي و گامي مهم در تحقق آرمانهاي مردم و انقلاب برداشته شد و مردم ايران نشان دادند كه تنها دغدغه آنها سربلندي ايران در تمامي حوزه هاي اقتصادي، سياسي، اجتماعي و فرهنگي است. وگرنه انقلاب ايران همان انقلاب 57 است و مردم ايران همان آزادي خواهاني كه به رفتن ديكتاتوري پهلوي راي دادند و به تاسيس نظام جمهوري اسلامي آري گفتند.

 

فشاگری تامل برانگیز عارف علیه اصلاح‌طلبان تحريمي!

خط قرمز را از اول ترسيم کرديم. گفتيم خط قرمز ما ارزش‌ها، آرمان‌ها و قانون‌اساسي است. براي اينکه همه چيز روشن و شفاف باشد که چه کار مي‌کنيم
محمدرضا عارف در مصاحبه با ماهنامه مديريت ارتباطات، به ترور شخصيت انجام گرفته از سوي طيفي از اصلاح‌طلبان - از جمله مدعيان جنبش و حزب مشارکت و ...- اشاره کرد و گفت: [پس از اعلام نامزدي] برچسب‌هايي به من زده شد، اصلا جواب ندادم از جمله اينکه گفتند عارف زود اعلام کانديداتوري کرده، جواب ندادم، گفتند اصلاح‌طلب بدلي است جواب ندادم. هرچه گفتند را با نگاهي که به آينده داشتم جواب ندادم. آگاهانه جواب ندادم. اول اينکه بدلي به من نمي‌چسبيد، من شخصيت دوم دولت اصلاح‌طلبان بودم. مسير خودمان را جلو رفتيم. رايزني‌هايي مي‌کرديم، مشورت‌هايي مي‌کرديم. خوشبختانه اولين گام را برداشتيم.

وي اضافه کرد: موفق شديم پرونده تحريم انتخابات رياست‌جمهوري را در ماه‌هاي آبان و آذر 91 ببنديم. گفتيم مسير خودمان را ادامه مي‌دهيم.

وي مي‌افزايد: خط قرمز را از اول ترسيم کرديم. گفتيم خط قرمز ما ارزش‌ها، آرمان‌ها و قانون‌اساسي است. براي اينکه همه چيز روشن و شفاف باشد که چه کار مي‌کنيم.

به نوشته کیهان،معناي اظهارات عارف که واقعيت هم دارد اين است که شاکله اصلي جريان اصلاح طلبي برخلاف ادعاي امروز که به بهانه پيروزي آقاي روحاني، از دولت جديد سهم مي‌خواهد، اساسا هيچ سهمي در انتخابات نداشته و دنبال تحريم انتخابات بوده‌اند. آنها در اين راه آن‌قدر مصمم بودند که حتي معاون اول دولت خاتمي را اصلاح‌طلب قلابي و بدلي معرفي کردند چرا که خط تحريم را شکسته و نامزد انتخابات شده بود. با اين وصف خيلي وقاحت مي‌خواهد که حالا همان طيف،‌ مدعي سهم از انتخابات و پيروزي آقاي روحاني باشند.

ماجرای حضور "سید حسن نصرالله" در القصیر سوریه به نقل از خبرنگار المیادین

در شهردر حال تهیه گزارش و خبر بودم که ناگهان ماشین شاسی بلندی در مقابل من ظاهر شد که در آن سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان در کنار راننده نشسته بود و در القصیر در حال گشت‌زنی بود
"علی هاشم"، خبرنگار لبنانی شبکه خبری المیادین که برای پوشش اخبار القصیر به این شهر سفر کرده است، گفته: "شنبه گذشته (پانزدهم ژوئن) وسط خیابان اصلی شهر ایستاده بودم که خودرو بزرگ سیاه رنگی از کنارم رد شد، دیدم سید حسن نصرالله در صندلی کنار راننده نشسته، عمامه به سر ندارد و لباس نظامی به تن کرده است. به من لبخند زد و سر تکان داد."
 
منابع نزدیک به حزب‌الله می‌گویند که این نخستین دیدار سید حسن نصرالله نبوده بلکه او یک روز پیش از آنکه محاصره قصیر آغاز شود به اطراف این شهر رفته و با فرماندهان و چند تن از نفرات زخمی حزب‌الله دیدار کرده و در جمع افراد حزب‌الله در آنجا سخنرانی کرده است.
 
به گفته این منابع، نصرالله همچنین یک بار هم پس از اینکه قصیر به تسخیر حزب‌الله و ارتش سوریه درآمد به این شهر و روستاهای اطرافش رفته و از نفرات حزب الله در آنجا بازدید کرده است.
 
علی هاشم به روزنامه الکترونیکی المانیتور آمریکا گفته: چند روز مانده به بازپس‌گیری نهایی شهر القصیر به دست دولت سوریه و نیروهای حزب‌الله لبنان، تدابیر شدید امنیتی در این شهر به اجرا درآمد.
 
وی ادامه داد: به دلیل بی‌سابقه بدون این تدابیر دلایل آن را از مسئولان نظامی مستقر در القصیر جویا شدم و آنها از احتمال سفر بشار اسد، رئیس‌جمهوری سوریه به القصیر یا مناطق نزدیک به آن خبر دادند.
 
خبرنگار شبکه المیادین گفت: در شهردر حال تهیه گزارش و خبر بودم که ناگهان ماشین شاسی بلندی در مقابل من ظاهر شد که در آن سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان در کنار راننده نشسته بود و در القصیر در حال گشت‌زنی بود.
 
وی گفت: سید حسن نصرالله بر خلاف گذشته لباس روحانیت به تن نداشت بلکه با لباس نظامی در کنار راننده نشسته بود و با لبخند به من که گیج شده بودم سرش را تکان داد و سپس ماشین از آن منطقه دور شد.
 
علی هاشم گفت: خودروی سید حسن نصرالله بدون محافظ و یا گارد همراه بود اما در شهر القصیر تدابیر شدید امنیتی برای حمایت از وی اتخاذ شده بود.
این خبرنگار لبنانی در ادامه گفت: پس از بازگشت به بیروت برای روشن شدن مشاهداتم در این زمینه تحقیقاتی را آغاز کردم که مشخص شد آن روز تنها دیدار سید حسن نصرالله از القصیر نبوده بلکه وی چند بار به این شهر سفر کرده است.وی گفت: از یک منبع در حزب‌الله لبنان نیز اطلاعاتی به دست آوردم که نشان می‌داد سید حسن نصرالله چند روز قبل از آغاز درگیری در القصیر به این شهر سفر کرده و با فرماندهان محلی و برخی از زخمی‌های درگیری‌ها در القصیر دیدار کرده است.
 به گفته خبرنگار مذکور سید حسن نصرالله به مدت نیم ساعت نیز برای نظامیان در القصیر سخنرانی کرده و با آنها تحولات میدانی و شرایط القصیر را به بحث و گفت‌وگو نشسته است

نگاهی مختصر به نقاط مثبت و منفی اندیشه‌ی شریعتی

به مناسبت ایام درگذشت دکتر علی شریعتی؛

علی شریعتی از جمله چهره های نام‌آشنای ایرانی است که در مدح و نقد او بسیاری گفته و نوشته‌اند. برخی او را متفکری می‌دانند که اندیشه‌اش در انقلاب اسلامی تأثیرگذار بود و برخی دیگر او را مهره‌ی ساواک می‌پندارند. مقاله‌ی حاضر به بررسی نقاط مثبت و منفی تفکر وی می‌پردازد.
 دکتر علی شریعتی جامعه‌شناسی دین‌پژوه و در سلسله کردار سیاسی خود، اندیشمندی انقلاب‌ساز بود. سلسله سخنرانی‌های وی پیرامون اسلام‌شناسی، جامعه‌شناسی و تاریخ اسلام در حسینیه‌ی ارشاد،با استقبال وسیع طبقه‌ی جوان و دانشجویان روبه‌رو شد. سخنرانی‌هایویدر حسینیه‌ی ارشاد، آن قدر شهرت پیدا کرد که علاوهبردانشجویان، عده‌ی زیادی از روشن‌فکران جوان را به خود جذب کرد، کتاب‌ها و نوشته‌های او نیزبا تیراژ بی‌سابقه‌ای انتشار یافت و نوار گفته‌هایش نیز در سراسر ایرانپخش گردید و بدین ترتیب، دکتر شریعتی به تعبیر برخی به «معلم انقلاب»[1] تبدیل شد که حتی گاه وی را «ایدئولوگ انقلاب» نیز می‌خوانند.[2]
 
وی کنشگری اثرگذار بر قشر دانشجو و روشن‌فکران دینی بود که دامنه‌ی اثرگذاری‌اش حتی مقطع زمانی پس از انقلاب را درنوردید. این امر اما موجب نمی‌گردد که نظرات وی فارغ از انتقاد و ارزیابی‌های نقادانه باشد؛ چرا که هر اندیشه‌ای قابل نقد است و نقد آن موجب پویایی و تحول فکر می‌گردد. در همین راستا، نوشتار مزبور در صدد ارزیابی اندیشه و آرای شریعتی با تأکید بر نقاط قوت و ضعف آن است.
 

ادامه نوشته

شركت كاركنان ناوگروه بيست و ششم نيروي دريايي ارتش در انتخابات

در لنگرگاه كشور عمان صورت گرفت : شركت كاركنان ناوگروه بيست و ششم نيروي دريايي ارتش در انتخابات

معاون عمليات نيروي دريايي ارتش از شركت كاركنان ناوگروه بيست و ششم نيروي دريايي ارتش در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در كشور عمان خبر داد.

دريادار دوم "سياوش جره" معاون عمليات نيروي دريايي ارتش، با اعلام اين خبر گفت: كاركنان ناوگروه بيست و ششم نيروي دريايي ارتش همگام با آحاد ملت ايران در بيست و چهارم خردادماه به تكليف شرعي و وظيفه اجتماعي خود عمل كرده است و پس از حضور در لنگرگاه شهر بندري مسقط كشور عمان پاي صندوق راي رفتند و كانديداي مورد نظر خود را در يازدهمين دوره انتخابات رياست جمهوري انتخاب كردند.


وي افزود: با توجه به اهميت حضور ناوگروه در منطقه گشت، نزديك‌ترين كشور به منطقه ماموريت كشور عمان بود كه با هماهنگي‌هايي كه با سفارت و وابسته نظامي جمهوري اسلامي ايران در عمان صورت گرفت صندوق سياري توسط يك فروند يدك‌كش جهت اخذ آراي كاركنان ناوگروه به لنگرگاه اعزام شد و در حضور سفير و وابسته نظامي ايران در عمان انتخابات صورت گرفت.

دريادار دوم جره تصريح كرد: ناوگروه بيست و ششم نيروي دريايي ارتش متشكل از ناوشكن جمهوري اسلامي ايران الوند و ناو پشتيباني-رزمي بندرعباس در دوازدهم خرداد به منظور تامين امنيت خطوط مواصلاتي و كشتيراني به شمال اقيانوس هند و خليج عدن اعزام شد.