استيصال آمريكا در جنگال (جنگ الكترونيك) عليه ايران

برخي گزارش ها نشان مي دهد آمريكا به شكلي تمام عيار وارد فرايند «جنگال» (جنگ الكترونيك) با ايران شده است . اين مساله زماني كه پهباد آمريكا در چنگال ايران افتاد شكل عيان تري گرفت.

انجام عمليات هاي اطلاعاتي و سايبري عليه جمهوري اسلامي ايران اگرچه در گذشته به صورت پراكنده نزد افكار عمومي مطرح بود، اما پس از رسانه اي شدن حمله ويروس استاكس نت و بعدها ديو كيو و اكنون فليم (شعله آتش) در 2 سال گذشته، سخنان بسياري از آن گفته و شنيده شد؛ به طوري كه از اين زمان اصطلاحات و مشتقات جنگ سايبري و اطلاعاتي در قاموس سياسي و اجتماعي نشر و بازنشر يافت. در طول اين مدت نيز چنان حجم گسترده اي از رويدادها و رخدادها راهي رسانه ها شده، كه اكنون بسياري اذعان دارد كه ناقوس جنگ پنهان ايران و امريكا سال هاست به صدا درآمده است. مطلب زير گزيده اي از گزارشي است كه در خبرگزاري ايسنا منتشر شده است.

نبرد نوپديد الكترونيك آمريكا عليه ايران، امتداد يك جنگ ايدئولوژيك به قدمت عمر جمهوري اسلامي ايران با تاكتيك ها و تكنيك هاي متفاوت است. به واقع سازه هاي نبرد سايبري در چيدمان جنگ پنهان، عموماً با تبيين و تكوين جنگ اطلاعاتي متاثر از پيشرفت هاي شتابناك فناورانه اطلاعاتي و ارتباطاتي نوپديد همانند شبكه هاي الكترونيكي و ظهور جامعه اطلاعاتي پديدار گشته است. در چنين مختصاتي هرگونه نبردي بر اين گزاره ها استوار است و مي كوشد تا با تخريب و توقف پروسه تبادلي اطلاعات ديجيتالي و غيرعملياتي كردن زيرساخت هاي اطلاعاتي يك هجمه همه جانبه را شكل دهد.

پيامدهاي جنگ اطلاعاتي و الكترونيكي با پايه هاي امنيتي برخلاف نبردهاي نظامي و فيزيكي عموماً ـ اگر چه همواره اين چنين نيست ـ محرمانه و قابل انكار و ترديد است.

از اين رو در بسياري از موارد، نتايج يك نبرد اطلاعاتي قابل تأييد يا تكذيب اصولي نيست، ولي واقعيت امر اين است كه اين پيامدها مرگبار است.البته اين پيامدها به مانند يك نبرد نظامي كشنده و آشكار نيست، اما به گفته مايك مك كانل رئيس سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا، اگر تنها بانك بزرگ آمريكا با موفقيت مورد حمله سايبري قرار گيرد اثرات مخرب بسيار بزرگ تري بر اقتصاد جهان خواهد داشت كه از حملات 11 سپتامبر 2001 هم مهم تر خواهد بود. استوارت بيكر مديركل سياسي سابق وزارت امنيت داخلي آمريكا هم مي گويد كه با پيشرفت فناوري اطلاعاتي، خطر استفاده نظامي از اين فناوري هم افزايش مي يابد. حمله سايبري بخشي از يك جنگ متقارن است و طي آن آسيب پذيري كشورها از جمله آمريكا افزايش مي يابد.

پيامدهايي كه مك كانل و بيكر از آن نام مي برند سبب شده تا نبرد سايبري و اطلاعاتي اهميتي خاص نزد بسياري از كشورها يافته و سرمايه گذاري هاي هنگفتي بر روي آن صورت پذيرد؛ نبردي كه در ابعاد متقارن و غيرمتقارن پيامدهاي ويرانگري را به دنبال دارند

aحوزه هاي نبرد اطلاعاتي و سايبري

با اين مقدمه به نظر مي رسد كه ايران چند سالي است درگير نبرد سايبري شده است؛ نبردي نابرابر در مقابل نظام سلطه به رهبري امريكا كه پاندول تنش ها را به سوي نواختن ضربه نهايي هدايت مي كند.

چندين حوزه از اين نبرد طي ماه هاي اخير قابل بازخواني است. چند ماه قبل وزارت دادگستري امريكا اعلام كرد كه 2 نفر در خاك اين كشور متهم به مشاركت در توطئه ترور عادل الجبير سفير عربستان توسط نيروهاي قدس ايران بودند؛ ادعايي كه حتي خود مقامات امريكايي نيز آن را باور نكردند و تنها با فشار توانستند قطعنامه اي را در محكوميت تروريسم بدون ذكر نام ايران از تصويب مجمع عمومي سازمان ملل بگذرانند. پس از آن، يوكيا آمانو مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي در آخرين گزارش فصلي خود با تكرار مطالعات ادعايي و عدم راستي آزمايي هاي پيشين، ايران را به انحراف از برنامه هسته يي به سوي تسليحات نظامي هسته يي متهم و گزارشي را به اعضاي شوراي حكام آژانس ارائه داد.

اتهام زني نظامي در برنامه هسته يي ايران در حالي است كه گزارش هاي متعدد آژانس بين المللي انرژي اتمي و برآورد 16 نهاد اطلاعاتي و امنيتي امريكا در سال 2007 بر غيرنظامي برنامه هسته يي ايران تاكيد داشته است.

از اين رو به نظر مي رسد كه طرفداران اقدام اقتصادي و نظامي عليه ايران با تحريك و تطميع لابي هاي يهودي و صهيونيستي تنها به آن بخش از اطلاعات دستگاه هاي امنيتي و جاسوسي اتكا مي كنند كه راه اتهام زني بي پايه را در اين زمينه باز مي گذارد. انتشار اين گزارش در حالي بود كه پيش از آن احمد شهيد گزارشگر ويژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، اتهاماتي را در زمينه نقض حقوق بشر متوجه ايران ساخته بود.

ترجيع بند اين مثلث 3گانه اتهام عليه ايران، سبب تشديد تحريم ها و دور جديد اقدامات تحريمي جامعه جهاني شد كه در راستاي آن امريكا، انگليس، كانادا و اتحاديه اروپا و چندين كشور ديگر تحريم هاي اقتصادي و بازرگاني تازه اي را عليه ايران اعمال كردند.

به موازات اين فشارها بر حجم تلاش هاي ديپلماتيك و اعمال اقدامات موثرتر عليه ايران حتي عمليات نظامي تاكيد شد، حجم اين هجمه تا جايي بود كه ويليام فاكس وزير دفاع بريتانيا ـ كه چندي بعد با اتهام همجنس بازي مجبور به استعفا شد ـ اعلام كرد كه اگر نقشه آمريكا براي حمله نظامي به ايران جلو انداخته شود نيروهاي مسلح بريتانيا ممكن است در يك چنين عملياتي مشاركت كنند.

طرح اتهام زني عليه ايران مبني بر اقدام به ترور در كشورهاي حوزه خليج فارس نظير بحرين و كويت اگرچه در طول بيش از يك سال از شروع خيزش مردمي در خاورميانه عربي تكرار شده بود، اما در طي چند ماه اخير تشديد شد.

اقدام جمهوري اسلامي در دستگيري تروريست هاي عامل شهداي هسته يي و پيش از آن 12 جاسوس سازمان سيا در ايران و لبنان در حالي بود كه اواخر ارديبهشت ماه گذشته نيز تهران با شناسايي شبكه پيچيده جاسوسي و خرابكاري وابسته به سازمان جاسوسي آمريكا، تعدادي از جاسوسان آمريكا را بازداشت كرده بود.

اين شوك اطلاعاتي در عرصه جنگ پنهان به امريكا به شكلي بود كه رابرت بئر از مقام هاي ارشد پيشين در سازمان سيا اذعان كرده بود كه زماني كه يك نفر و يك منبع را از دست مي دهيم اين امر معمولاً يك عقب نشيني در جاسوسي را به همراه دارد، اما وقتي كه در تهران يا در بيروت يك ايستگاه كامل را از دست بدهيم اين يك فاجعه خواهد بود و چنين چيزي نبايد اتفاق بيفتد.

ولي واقعاً اين فاجعه براي سيستم اطلاعاتي امريكا اتفاق افتاد و 20 نوامبر رسانه هاي امريكايي اعلام كردند كه مقامات اطلاعاتي اين كشور به تعليق درآمدن عمليات هاي سيا در لبنان، در پي دستگيري چند تن از جاسوسان اين سازمان در بيروت را تاييد كرده اند.

با وجود هر ترديدي در اين مساله، حداقل جمهوري اسلامي توانسته است با كشاندن بخشي از شكست هاي فاحش اطلاعاتي امريكا به عرصه رسانه ها و افكار عمومي از جنگ رواني عليه اين كشور بهره برداري مطلوب نمايد.

يك روز پس از اين رخداد، پرده اي ديگر از جنگ اقتصادي عليه ايران كليد خورد و انگليس با توجيه گزارش آژانس بين المللي انرژي اتمي تحريم هاي جديدي را با هدف تاثير بر بخش بانكداري و انرژي و به طور خاص تحريم بانك مركزي اعمال كرد؛ اقدامي كه چند روز پس از آن سوي امريكا و كانادا نيز تكرار شد.

مصوبه مجلس شوراي اسلامي در مورد كاهش سطح روابط با انگليس و اخراج سفير اين كشور با حمله معترضان ايراني به سفارت بريتانيا و باغ قلهك همراه شد تا چشم انداز روابط آن سوي آب هاي سرد آتلانتيك و اين سوي آبهاي گرم خليج فارس بيش از پيش تيره شود؛ چشم اندازي كه با اقدام اتحاديه اروپا و امريكا در تحريم ليست 180 بندي مقامات و سازمان ها ايراني تارتر شد.

در كشاكش اين تيك تاك جنگ اطلاعاتي ايران و غرب، ضربه بعدي را ايران وارد كرد؛ جمهوري اسلامي ايران تصاويري از در اختيار گرفتن يك فروند هواپيماي بدون سرنشين امريكا منتشر كرد. هواپيماي بدون سرنشين RQ-170 كه اصطلاحاً Sentinel يا ديده بان ناميده مي شود و برخي آن را جانور قندهار (محلي كه اولين بار تصوير آن منتشر شد) مي نامند، يكي از مدرن ترين پهپادهاي ارتش آمريكاست كه استفاده از آن دستاوردهاي مهمي براي نيروهاي مسلح اين كشور در افغانستان (نبرد عليه القاعده و طالبان) و پاكستان (كشتن بن لادن و عمليات عليه طالبان پاكستان) به همراه داشته است، در فرايند جنگال (جنگ الكترونيك) به چنگال ايران افتاد. سال گذشته نيز ايران اعلام كرد كه 2 فروند هواپيماي جاسوسي و بدون سرنشين آمريكايي را سرنگون كرده است. چند ماه بعد نيز اعلام شد كه ايران چند مورد از هواپيماهاي بدون سرنشين آمريكايي را كه در سال هاي اخير سرنگون كرده، به كار شناسان روسي نشان داده است.

خوانش و پايش اين دستاوردها نشان از آن دارد كه هماوردي ايران در عرصه نبرد سايبري و اطلاعاتي به بسط توانايي نظامي در عرصه جنگ الكترونيكي و تثبيت هژموني قدرت منطقه اي جمهوري اسلامي پس از خروج نيروهاي نظامي ايالات متحده از عراق و افغانستان كمك شاياني مي كند. اين قدرت در چنين صورتي گستره اي از غرب افغانستان تا درياي مديترانه را در حوزه عمل و مانور خود مي بيند.