۵ توصیه المانیتور به جان کری برای نحوه برخورد با اسراییل
■ جان کری در مواجهه با اسرائیل نباید بلندپروازی کند■
۱- از درختی که نمیتوانید از آن پایین بیایید بالا نروید و اهداف غیر قابل دسترسی را برای خود تعیین نکنید.
ممکن است این را یک امر واضح بدانید. در اصل این درخواست آمریکا و به خصوص باراک اوباما برای مسکوت نگه داشتن روابط با اسرائیل تا زمان مذاکره با فلسطینیان به شکست انجامید. این کار نتوانست نتانیاهو را به مذاکره با محمود عباس وادار کند و بر عکس مدرکی شد در دست اسرائیل که به دنیا بگوید که برای مذاکرات صلح، شریکی ندارد. تا آن جایی که به فلسطینیها مربوط است، این کار آمریکا یک هدف دست نیافتنی بود که نتیجهاش ایجاد نا امیدی در رام الله بود. یکی از مذاکره کنندگان فلسطینی یک بار به یک مقام آمریکایی در حین مذاکره و در پشت درهای بسته گفت: شما چه انتظاری از ما دارید؟ شما از یک درختی به دشواری بالا رفتهاید و حالا از محمود عباس انتظار دارید طرف اسرائیلیها را بگیرد. و شما سناتور کری باید مواظب این اشتباه باشید؛ و این دقیقاً به همان خاطر است که سال پیش اعتراف کردید که دلایل زیادی از اول برای شکست این طرح وجود داشت. نتیجهی آن هم ایجاد ناامیدی بود؛ و در حالی که چنین نا امیدیها و درگیریهایی در خاورمیانه امری عادی است، این میتواند موجب لطمه به آبروی شما شود.
■ نتانیاهو به خوبی نشان داده که قابلیت مخالفت با اوباما را دارد ■
۲- نتانیاهو را دست کم نگیرید.
کاملاً واضح است که اوباما مانند بیل کلینتون در زمان اولین نخست وزیری نتانیاهو، هیچ علاقهای به شخص او ندارد. خوب واضح است که رهبر یک کشوری مانند آمریکا حق دارد که یک سری تمایلات و نفرتهای این چنینی داشته باشد، و با توجه به شرایط موجود بی علاقه بودن اوباما نسبت به نتانیاهو کاملاً قابل فهم است. این بیعلاقگی نباید به بی تفاوتی تعبیر شود. به طور مثال همگان خوب به یاد دارند که نتانیاهو تحت فشار آمریکا هبرون را به فلسطینیان تسلیم کرد. از طرف دیگر نتانیاهو به خوبی نشان داده که قابلیت مخالفت و خنثی کردن با اوباما و اقدامات او را دارد.
مقامات آمریکایی گوش خوبی برای شنیدن حرفهای مقامات ارشد حزب چپ اسرائیل دارند. چرا که اساساً اختلاف نظرهای کمی بین عقاید آنها وجود دارد. ولی آن چیز که در حال حاضر وجود دارد این است که آنها در مقام قدرت نیستند و به این زودیها نیز نخواهند بود و تأثیرشان را از دست دادهاند و شما باید این را در نظر بگیرید. برای موفقیت در این روند باید با خود نتانیاهو طرف بود. ولی این موفقیت از طریق موافقت بی قید و شرط حاصل نخواهد شد. راه حل ممکن در برقراری یک رابطهی معقول با استفاده از لایههای قدرت آمریکاست. این دقیقاً همان چیزی است که دولت قبلی اوباما و نتانیاهو در آن ناموفق بودند.
■ جان کری باید در نظر داشته باشد اسرائیل شیفته حقوق بی حد و حصر است■
۳- هیچ وقت دم دمی مزاج بودن و بی ثباتی اسرائیل را دست کم نگیرید.
شما حتماً توسط افرادی در وزارت امور خارجه توجیه شدهاید که اسرائیل شیفتهی حقوق بی حد و حصر است. اگر چه به لحاظ تکنیکی این میتواند درست باشد ولی لزوماً این طور نیست. هیچ کس تصور نمیکرد که نتیجهی انتفاضهی دوم، جدا از خسارات، عقب نشینی کامل از نوار غزه باشد. چرخهی خبری در اسرائیل سریع است، حافظهها کوتاه است و یک نوع انعطاف پذیری از نوع خاورمیانهای وجود دارد. نخست وزیر سابق اسرائیل آریل شارون این عقب نشینی را یک پیروزی خواند. به این ترتیب او توانست افکار عمومی اسرائیل را برای عقب نشینی از غزه و هم چنین برای تخلیهی منازل اسرائیلیها آماده سازد. همان طور که زمان بارها ثابت کرده است، نخست وزیر اسرائیل به این ترتیب میتواند در انتخابات آینده پیروز شود. حتی ییژاک شمیر، که یکی از تندروترین نخست وزیران دست راستی اسرائیل بود نیز در کنفرانس مادرید به این موضوع اشاره کرد. نتانیاهو از او تندرو تر نیست و شرایط زمانی نیز بسیار تغییر کرده است.
■ اسراپیل همچنان نگران ایران است■
۴- اسرائیل به جای آن که نگران تشکیل کشور مستقل فلسطینی باشد، نگران وجود یک ایران هستهای است.
سئوال مهمی که شما کری باید به آن پاسخ بدهید این است: آیا آمریکا قادر است که در قبال رفع شدن معضل نزاع با فلسطینیان، شرایط لازم برای خنثی کردن ایران را در اختیار اسرائیل قرار دهد؟ این همان معامله ایست که اسرائیلیها به شدت به دنبال آن هستند، حتی اگر قیمت گزافی را بابت آن بپردازند.
■ جان کری باید اوباما را نیز به داشتن روابط صمیمانهتر با اسرائیل فرا بخواند■
۵- با اسرائیل مذاکره کنید.
باراک اوباما ترجیح داد که در دور اول ریاست جمهوری خود از اسرائیل دیدن نکند؛ و حتی اوباما به عنوان رئیس جمهور آمریکا، نه تنها از دولت اسرائیل بلکه از مردم اسرائیل نیز فاصله گرفت. اگر چه ما اسرائیلیها به توجه کردن آمریکا عادت کردهایم. همان طور که در دورهی بیل کلینتون و بوش نیز چنین روابط گرمی را احساس کردیم. اما اوباما با آنها فرق دارد و انسان خوددار تر و معقول تری است.
به هر حال در خاورمیانه این یک مشکل است. همیشه ژستهای مهربانانه ما را وادار به حرکتهای مهم تاریخی کرده است. به طور مثال بدون حمایتهای بیل کلینتون، معلوم نبود که دولت شیمر بتواند حمایت داخلی لازم برای مذاکرات صلح اسلو را به دست بیاورد. به همین منوال در زمان ریاست جمهوری انور سادات و دیدارش از اورشلیم در سال 1977، او بدون حمایت آمریکا نمیتوانست دولت اسرائیل را راضی به عقب نشینی از صحرای سینا کند.
تاریخ نشان داده است که ما اسرائیلیها به شدت به نوع لحن دوستان آمریکایی خود اهمیت میدهیم. ما در مواردی که دلخواه آمریکا بوده است، تن به مذاکره و صلح نیز دادهایم. این منطقی نیست. به هر حال یک دولتی که علاقهمند به مصالحه است، باید بهای آن را نیز بپردازد؛ و این فقط به معنای حمایت از منافع امنیتی اسرائیل نیست، چیزی که اوباما در دور اول ریاست جمهوری خود انجام داد، بلکه ناشی از علاقهی آمریکاییها نسبت به دولتی است که به نوعی در یک منطقهی نا امن قرار دارد. کری شما نیز باید این علاقه را داشته باشید و اوباما را نیز به این کار وادار کنید.