eshraf.ir-washington-ins-iran-missile-usa

مقابله با تهدیدهای راکتی یا موشکی ایران  

طی درگیری نوامبر گذشته در غزه، نیروهای اسرائیل در مقابل راکت‌ها و خمپاره‌های کوتاه برد فلسطین بسیار خوب عمل کردند. با توجه به اینکه نیروی هوایی اسرائیل (IAF) همچون مغز متفکر ضروری عملیات عمل می‌کرد، سیستم دفاع موشکی گنبد آهنین توانست طی یک هفته جنگ با آتش سنگین مقابله کند. این دو عنصر، یعنی سیستم دفاعی کارآمد و فرماندهی و کنترل بدون درز (C2)، در صورتی به همان اندازه ضروری است که ایالات متحده و متحدین آن در خلیج فارس مجبور باشند با تهدید راکتی یا موشکی مشابه از سوی ایران، مقابله کنند. با این حال، آماده شدن برای این سناریو، توجه بیشتر به درس‌هایی را ایجاب خواهد کرد که از غزه آموخته شده است.


پرسنل آموزش‌دیده باید سیستم‌های پیچیده را مدیریت کنند 

هرچند گنبد آهنین با توجه به الگوریتم‌های محاسبه سریع راداری، به شدت خودکار است، پرسنل آموزش‌دیده باید سیستم‌های پیچیده را مدیریت کنند. در درگیری غزه، چرخه C2 شناسایی سریع موشکی، آغاز ردیابی هدف، مدیریت جنگ و (رهگیری) کنترل شلیک‌ها به سرعت شروع شد و اگر هم خطایی بود، اندک بود. برای مثال، وقتی اورشلیم مورد هدف راکت فجر 5 حماس قرار گرفت که یک حمله بی‌سابقه بود، گنبد آهنین بدون گزارشی از شناسایی غلط با این راکت و سایر راکت‌های هدایت‌شده به سمت مناطقی که «باید از آن دفاع شود» با موفقیت برخورد کرد.


برای اسرائیل «حفاظت از موشک» در مقابل «پرتاب موشک» هزینه بر تر است 

البته، زمانی که دفاع موشکی مورد بحث باشد، مقرون به صرفه بودن درست به اندازه کارایی تاکتیکی اهمیت دارد و درباره هزینه زیاد «حفاظت از موشک» در مقابل «پرتاب موشک»، مطالب زیادی نوشته شده است. در جنگ غزه، ارزش هر رهگیر «تامیر»، در مقایسه با راکت‌های 600 دلاری فلسطینی که با آن مقابله می‌کردند، 60000 دلار بود. با این حال، هرگاه حفاظت از زیربناهای غیرنظامی و حیات انسان به حساب می‌آید، به نظر می‌رسد این نسبت به مراتب انحراف کمی نشان می‌دهد.

درگیری غزه، رویکردهای جدید به دفاع موشکی را نیز مورد تاکید قرار می‌دهد. برای مثال، سیستم دفاعی لازم نیست برای مقابله با هر موشکی که در حال نزدیک شدن است، رهگیرهای کافی داشته باشد، زیرا همه آن‌ها با معیارهای تهدید بر اساس نقطه اثر برآوردی آن‌ها مطابق نیست. این راهبرد، اسرائیل را از رهگیرهای به شدت مورد نیاز و گران بی‌نیاز کرد. به علاوه، اصول غربی شلیک به دو رهگیر موشک‌های در حال نزدیک شدن، مسلماً به دقت مورد بررسی قرار خواهد گرفت زیرا رهگیرها دقیق‌تر شده‌اند و در بسیاری از موارد نیاز به شلیک به «پشتیبانی» را رفع می‌کند.


ایالات متحده و متحدین آن در شورای همکاری خلیج فارس در مقایسه با ایران از لحاظ دفاع موشکی ضعف دارند 

درس‌های خلیج [فارس]

هرگونه مقابله موشکی با ایران، مثل درگیری غزه، غیرمنتظره، کوتاه و شدید خواهد بود، لذا سیستم‌های دفاعی و C2 ائتلافی باید به اندازه گنبد آهنین کارآمد باشد. بی‌تردید، زرادخانه ایران، تهدید دوربردی است در مقایسه با تهدید کوتاه بردی که اسرائیل با آن مواجه است، اما این تفاوت بیشتر از لحاظ اندازه است نه نوع؛ و هرچند ایالات متحده و متحدین آن در شورای همکاری خلیج فارس، (از لحاظ موشک‌های تهدیدکننده رهگیرهای ائتلافی موجود) از لحاظ تعداد، ضعف دارند، هنوز می‌توانند از طریق انسجام، تقسیم بار مسئولیت و مانورهای دفاع موشکی در سطح بالا، دفاع موثری انجام دهد.


ایالت متحده و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس برای دفاع در برابر ایران به انسجام بیشتر سیستم و ارتباطات نیازمندند 

انسجام نیروهای متحد

برخلاف اسرائیل که توانست به طور یک‌جانبه از خود دفاع کند، کشورهای حوزه خلیج [فارس] باید رویکردی چندملیتی به دفاع در برابر ایران داشته باشند که هر دو مزیت (تقسیم بار مسئولیت) و چالش‌ها (تعامل پذیری و انسجام) را به همراه دارد. به ویژه، ارتش ایالات متحده و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس باید تلاش‌های خود را از طریق ارتباطات بهبود بخشیده و لینک داده‌های «آگاهی موقعیتی» هماهنگ را به کار گیرند که به واحدها امکان می‌دهد کل صحنه نبرد را از طریق رادارها و منابع اطلاعاتی دیگر، مشاهده کنند. آن‌ها همچنین باید پروتکل‌های امنیتی را از طریق هم‌پوشانی دفاع چند لایه منعکس کنند. این اقدامات و تلاش‌های دیگر، تبادل نشانه‌ها و استفاده کارآمد از منابع را تضمین خواهد کرد. فقط یک نمونه از شناسایی نادرست تهدید هوابرد یا بالستیک، برادرکشی یا هدف قرار دادن غیر عمدی دوجانبه (یعنی، دو رهگیر که به خطا به سمت یک هدف باهم جفت شوند) می‌تواند پیامدهای نامساعدی داشته باشد.

با توجه به روند وقت‌گیر دستیابی به تسلیحات ایالات متحده، برخی کشورها ممکن است سیستم‌های دفاعی را انتخاب کنند که با سیستم‌های ایالات متحده تعامل پذیر نیستند، بدین وسیله دفاع مشترک را تضعیف می‌کنند. از این رو، واشنگتن باید روند فروش نظامی خارجی ایالات متحده را که گاهی دشوار است، کارآمدتر کرده، خط دفاعی ردیابی سریع موشک را برای شورای همکاری خلیج فارس و سایر کشورهای شرکت‌کننده میسر کند تا از چنین سناریویی جلوگیری کند. طی درگیری غزه، نیروی هوایی اسرائیل غالباً توانست چرخه OODA (مشاهده، تطبیق، تصمیم‌گیری و عمل) را ظرف چند ثانیه انجام دهد و همین سرعت در خلیج [فارس] نیز مورد نیاز است. بنابراین، انسجام بیشتر سیستم و ارتباطات بهتر از ضروریات است.


ایالات متحده باید همچنان در واداشتن کشورهای حاشیه خلیج [فارس] به پر کردن شکاف سیستم‌های دفاعی خود، پیشگام باشد 

تقسیم بار مسئولیت

ایالات متحده باید همچنان در واداشتن کشورهای حاشیه خلیج [فارس] به پر کردن شکاف سیستم‌های دفاعی خود، پیشگام باشد. برای مثال، با توجه به اینکه عربستان سعودی و کویت، موجودی قابل‌توجهی از پاتریوت PAC-2 را در اختیار دارند برای مقابله با تهدید هواپیماها و موشک کروز کاملاً مناسب هستند، در حالی که امارات متحده عربی و قطر برای مقابله با موشک‌های بالستیک بر سیستم‌های سامانه پدافند منطقه‌ای ارتفاع بالا THAAD و PAC-3 معطوف هستند. اما بین دفاع موشکی و راکتی نابرابری وجود دارد و واشنگتن می‌تواند تلاش برای پر کردن خلأ از طریق یکپارچه کردن بیشتر شرکای ائتلافی (مثلاً، از طریق تأمین PAC-3s از سوی هلند و آلمان) را هدایت کند. بیشتر شبیه عملیات مین روبی چندملیتی سال گذشته در خلیج [فارس]، کشورهای غیر عضو شورای همکاری خلیج فارس می‌توانند جهت مهار تهدید موشکی و تضمین جریان بی‌وقفه نفت، با متحدین خود در منطقه شریک شوند. معاملات اخیر با ترکیه، اهمیت انسجام دفاع موشکی اعزامی را نشان می‌داد و اکنون کشورهای بیشتری باید به شورای همکاری خلیج فارس بپیوندند. آن‌ها علاوه بر پر کردن خلأ (برای مثال، ارسال آتشبار PAC-3 اروپایی به بحرین که در حال حاضر در برابر تهدید موشک بالستیک، دفاعی ندارد)، می‌توانند از چنین مانورهایی در تعامل پذیری چندملیتی نیز تجربه کسب کنند.

در واقع، تقسیم بار مسئولیت و ظرفیت‌سازی در جو بودجه ریاضتی امروز، بسیار مهم است. تاکنون کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، تمایل به دفاع از خود با میلیاردها دلار هزینه دفاع موشکی را نشان داده‌اند. در راستای این طرح کلی، کار بیشتری می‌توان انجام داد و واشنگتن باید از نقش رهبری خود در تسهیل این معاملات استقبال کند. ارتش ایالات متحده در سطح کارکنان خود، باید امتداد مسیری را دنبال کند که فرماندهی اصلی مرکز عملیات هوایی، آن را بنا نهاده است، یعنی تأسیسات C2 مادر که پدافند هوایی منطقه‌ای را زیر نظر دارد. افسران شورای همکاری خلیج فارس قابلیت‌های C2 را بسیار شبیه همتایان آمریکایی خود در این تأسیسات کسب کرده‌اند. این امر، به لحاظ ایجاد روابط فردی بین افسران C2 و ایجاد اعتماد و اطمینان در توانایی‌های کشور شریک، گامی در جهت مستقیم است.


امریکا باید مانورهای سخت دفاع موشکی دیگری را آغاز کرده، تمام شرکای مشتاق را یکپارچه کند

مانورهای گسترده

واشنگتن باید مانورهای سخت دفاع موشکی دیگری را آغاز کرده، تمام شرکای مشتاق را یکپارچه کند. محدوده بیابانی ال‌پاسو، تگزاس، زمانی میزبان بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین مانور دفاع موشکی بود. این مانور که «Roving Sands» [شن‌های روان] نام داشت، تعامل پذیری سیستم‌های موشکی متحدین را با استفاده از اهداف واقعی «دشمن» آزمایش کرد. این رویداد واقعی تمام‌عیار، تمرین واحدهای پدافند هوایی ناتو را میسر کرده و انسجام آتشبارهای موشکی پاتریوت آن‌ها را تسهیل کرد. با این حال، به علت محدودیت‌های بودجه و دو جنگ مداخله‌جویانه، این مانور متوقف شد. ایالات متحده برای پر کردن این خلأ باید به تجدید قوای مجتمع دفاع موشکی یکپارچه «الباطین» در امارات متحده عربی به عنوان مرکز جدیدی برای تعامل پذیری و مانورهای بزرگ اروپا و شورای همکاری خلیج فارس، کمک کند. حتی اگر کشورهای معینی نتوانند به حضور تمام وقت در این مجتمع ادامه دهند، دست کم می‌توانند به نوبت پرسنل خود را برای مانورهای سه ماهه بیاورند یا بر واحدهای ائتلافی موجود بیفزایند.


ایران تعداد زیادی راکت در اختیار دارد که می‌توان آن‌ها را برای ارعاب یا تهدید عملیات ایالات متحده در تنگه هرمز، به کار گرفت 

نتیجه‌گیری

اسرائیل توانایی خود برای برخورد با تهدید راکتی که با آن مواجه می‌شود، نشان داده است، با این حال در خلیج فارس، ایالات متحده و کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس، کاملاً آماده نیست. ایران بسیار شبیه حماس و احزاب دیگر غزه، تعداد زیادی راکت در اختیار دارد که می‌توان آن‌ها را برای ارعاب یا تهدید عملیات ایالات متحده در تنگه هرمز، به کار گرفت. بنابراین، واشنگتن باید به دنبال توان ضد موشکی در این منطقه، شاید حتی تاسیس یک مجموعه گنبد آهنین (یا شبیه گنبد آهنین) در کشورهای خاص حوزه خلیج [فارس]، باشد.

پیش‌شرط‌های دیگر انتقال موفقیت اسرائیل به خلیج [فارس] نیز باید بررسی شود. بدیهیات مشخص دفاع موشکی، به خصوص در مورد C2 و مصرف کارآمد منابع، جهانی است و باید در صورت امکان در خلیج [فارس] اعمال شود. نیروهای اسرائیلی مجبور نبودند به مشکلات و مزایای تعامل پذیری چندملیتی بپردازند، لذا واشنگتن و شرکای ائتلافی آن باید به این چالش‌ها نیز بپردازند. خلاصه اینکه، سیستم‌های ایالات متحده و شورای همکاری خلیج فارس برای موفقیت در رودررویی قاطع با ایران و سبقت گرفتن از زرادخانه قابل‌ملاحظه راکتی و موشکی این حکومت،‌ باید تعامل‌پذیرتر ساخته شوند و با قابلیت C2 توأم باشند.