ديگر موضوع قريبي نيست كه كارخانه به اصطلاح روياسازي هاليوود براي عمليات امپرياليستي ايالات متحده در نقاط مختلف جهان زمينه چيني كرده و به نوعي ويترين اين سياست ها باشد. زمينه هاي جنگ ويتنام، ماجراي 11سپتامبر، لشكركشي به خاورميانه و اشغال افغانستان و عراق (كه تا امروز بنا به مستندات منتشر شده از سوي منابع غربي همچون نشريه معتبر «لنست»، منجر به كشته شدن بيش از 5/1ميليون نفر تنها در عراق شده) گوشه اي از اين همراهي هاليوود با پنتاگون و تينك تانك هاي ايالات متحده بوده است.

اينك درحالي كه خبر نسل كشي مسلمانان در ميانمار، وجدان بشريت را به درد آورده و براساس آمار انتشار يافته خبر تكان دهنده مرگ مظلومانه بيش از 50هزار مسلمان در اين كشور، برگ سياه ديگري بر جنايات تاريخ بشر افزوده، در مي يابيم از حدود يك سال پيش كه نسل كشي ياد شده آغاز گشته، فيلمي روي پرده سينماهاي جهان نقش بسته است كه به مبارزات بودايي ها عليه حكومت نظاميان در برمه يا همان ميانمار و رنجي كه ظاهراً طي سال هاي متمادي به خاطر اين مبارزات متحمل شدند، مي پردازد.

فيلمي به نام «بانو» ساخته فيلمساز شناخته شده هاليوود، لوك بسون و با بازي ميشل يه ئو درباره آنگ سان سوچي، رهبر انقلاب مخملي ميانمار كه بنا بر اسناد منتشر شده، از سوي بنيادهاي معلوم الحال صهيوني، آمريكايي مانند بنياد آلبرت اينشتين يا بنياد جامعه باز متعلق به جرج سوروس صهيونيست، بركشيده و حمايت شد.

در اين فيلم كه طي يك سال گذشته در سراسر جهان به نمايش درآمده و اكران جهاني آن هنوز ادامه دارد، آنگ سان سوچي كه يك انگليسي برمه اي تبار است و همسرش در بخش استراتژيك دانشگاه آكسفورد، متخصص بررسي و مطالعه روي كشورهاي آسياي جنوب شرقي بوده، در سال 1988 به برمه بازمي گردد تا رهبري اغتشاشات نوپاي اين كشور را به عهده بگيرد، درحالي كه به قول خودش تا پيش از آن حتي يك كلمه در جلوي جمع حرف نزده بود ولي در برمه ساعت ها براي مردم سخنراني مهيجي درباره آزادي و دموكراسي ايراد مي نمايد!

او با همكاري سفارت انگليس در رانگون (پايتخت برمه) مردم را عليه نظاميان برانگيخته و به عنوان رهبر تظاهرات و اعتراضات در زير پوشش نهادي به نام اتحاديه ملي دموكراسي معرفي شد درحالي كه كليه حمايت هاي مادي و معنوي و حتي چاپ و توزيع اعلاميه هايش از سوي سفارت انگليس صورت مي گرفت. (و اين در فيلم «بانو» به روشني نشان داده مي شود).

در واقع فيلم «بانو» نمايشي تبليغاتي و پروپاگانداي سياسي براي اقدامات و حركات بانو «آنگ سان سوچي» در طول حدود 20سال مبارزه به اصطلاح غيرخشونت آميز وي به نظر مي آيد، از وقتي كه به خاطر بيماري مادرش به برمه برمي گردد تا قرار گرفتن غيرمترقبه اش در رأس جنبش آغاز شده، تا حصر در خانه، تا جايزه نوبل صلح، تا اينكه همسرش پس از عدم دريافت جايزه مجدد براي ديدار آخر با سوچي براثر بيماري سرطان فوت مي كند و... و بالاخره تا به ميدان آمدن راهبان بودايي در مقابل معبد «شوداگون پاگوندا» و شكستن حصر بانو سوچي و بازگشت به اصطلاح آزادي و دموكراسي را به برمه يا ميانمار كنوني!

نگاهي به وقايع يك سال اخير ميانمار نشان مي دهد كه حاكمان ميانمار براي رها شدن از تحريم هاي مختلف كشورهاي غربي، چگونه با هدايت ايالات متحده و اتحاديه اروپا گام به گام در جهت اهداف و نيات امپرياليستي آنها حركت كرده و دقيقاً پس از آخرين ملاقات كلينتون با رئيس جمهوري كنوني ميانمار و قول برداشته شدن تحريم ها، كشتار و نسل كشي مسلمانان در اين كشور آغاز شد. گويا كه ايالات متحده و اتحاديه اروپا، شرط كاهش و لغو تحريم ها را قتل عام مسلمانان قرار داده بود.(1)

اينك همان بودايي هايي كه در فيلم لوك بسون، صلح طلب و آزاديخواه و ضدخشونت نمايانده شدند و از همين روي رهبرشان يعني بانو «آنگ سان سوچي» جايزه صلح نوبل را در سال 1991 دريافت كرد، آزادانه به قتل و غارت مسلمانان پرداخته و شنيع ترين رفتارهاي خشونت طلبانه را در حق اقليت مسلمان ميانمار روا مي دارند كه عكس هاي مخابره شده از اين فجايع دل هر انساني را به درد مي آورد.

اما همان سازمان هاي بين المللي و حقوق بشري كه مثلا براي كشته شدن يك راهب بودايي در تظاهرات اكتبر 2007 راهبان بودايي، غوغا به پا كردند، شوراي امنيت تشكيل جلسه داد و رئيس جمهوري آمريكا از تشديد تحريم ها سخن گفت، اينك لب فرو بسته و حتي سخني بر زبان نمي آورند.

درحالي كه براساس اخبار و آمارهاي تأييد شده تاكنون، بيش از 52 هزار نفر كشته شده اند و به بيش از پنج هزار زن مسلمان تجاوز شده و كودكان معصوم زنده زنده كباب مي شوند و منازل آنان و بيش از 22 مسجد سوخته و ويران شده است. به جز اين كشته ها، حدود 30 هزار نفري ربوده شده اند كه ظاهرا پس از چند روزي شكنجه، فرجامي جز گورهاي دسته جمعي- مانند آنچه در بوسني اتفاق افتاد!- يا سوختن در آتش و... براي آنها نمي شود تصور كرد.

به راستي اينك آن انسان دوستي هاي پرسوز و گداز خانم «آنگ سان سوچي» كه در فيلم «بانو» لوك بسون مشاهده مي كنيم كه حتي خانواده اش را به خاطر وطن ترك مي كند، كجا رفته است؟ آيا اين مسلمانان قتل عام شده، هموطنان اين بانوي صلح طلب و ضدخشونت نبودند؟! آيا حداقل انسان نيستند تا باز هم بانوي به اصطلاح پولادين برمه، اعتصاب غذا كند و زندگي اش را براي مردمش به خطر اندازد؟ نكته مهم اينكه اين بانوي به اصطلاح انسان دوست حتي كلمه اي درباره قتل عام فجيع بيش از 50 هزار انسان بر زبان نياورده و فعلا در پي آن است كه براي دريافت جايزه صلح نوبل خود كه در سال 1991 به وي اهداء شد ولي در مراسم مربوطه حضور نداشت، به نروژ رفته و در مقابل نسل كشي هموطنان مسلمانش، آن را دريافت نمايد!!

با توجه به اين واقعيات، به نظر مي رسد، آنچه در فيلم «بانو» توسط امثال لوك بسون از مبارزات و انقلاب و رهبران آن در برمه به تصوير كشيده شد، جز زمينه سازي براي نسل كشي فوق نبود كه پس از گذشت بيش از 20 سال از شروع مبارزات فوق، در آستانه كشتار و قتل عام مسلمانان ميانمار بر پرده سينماها رفت تا بار ديگر هاليوود به عنوان پيش قراول و خط مقدم جبهه صليبيون امروز غرب، زمينه افكار عمومي را براي انتقام تاريخي از مسلمانان فراهم آورد.

پي نويس:

- گفته مي شود پس از مذاكرات انجام گرفته ميان اتحاديه اروپا و فرستادگان سازمان ملل با دولت ميانمار، اين دولت متعهد شد كه اصلاحاتي را در زمينه رعايت حقوق بشر انجام دهد. از آن زمان بود كه قوانيني بر ضد مسلمانان به تصويب رسيد و كشتار مسلمانان توسط بودائيان افراطي آغاز گرديد.

پس از اين كشتار بود كه بان كي مون اعلام كرد جهان بايد پاسخ خواسته ملت ميانمار براي دستيابي به دموكراسي و پيشرفت را بدهد و تحريم هاي اقتصادي عليه اين كشور را لغو كند.

وي طي سخنراني در پارلمان ميانمار همچنين خواستار كمك غرب به اين كشور آسياي جنوب شرقي براي تكميل اصلاحات مذكور شد. كاترين اشتون مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا نيز با اشاره به تصميم گيري وزراي خارجه اين اتحاديه درباره ميانمار ازلغو تحريم ها عليه اين كشور خبر داد. اشتون اصلاحات دموكراتيك در ميانمار را دليل لغو تحريم ها عليه اين كشور خواند.

رئيس جمهوري آمريكا نيز از آنچه اصلاحات در ميانمار ناميد، حمايت كرد و دستور تسهيل تحريم ها عليه ميانمار را صادر كرد. در بيانيه اوباما همچنين آمده بود: «كاهش تحريم ها نشانه اي روشن در حمايت ما از اصلاحات است و مشوق هاي فوري براي اصلاح طلبان و فوايد قابل توجه براي مردم ميانمار به همراه مي آورد.»

اما سفر هيلاري كلينتون به ميانمار، تير خلاص اصلاحات غربي در پيكر مسلمانان اين كشور بود. محور اصلي سفر كلينتون به ميانمار بهبود مناسبات آمريكا و ميانمار اعلام شد و وزير خارجه آمريكا در ديدار با تين سين، رئيس جمهوري ميانمار از دولت اين كشور خواست به اصلاحات در اين كشور ادامه بدهند تا ثابت كنند كه با جامعه جهاني همراه هستند.

پس از اين ديدار تين سين در يك سخنراني اعلام كرد: مسلمانان روهينگيا بايد از كشور اخراج و به اردوگاه هاي پناهندگان سازمان ملل منتقل شوند.

سعيد مستغاثي